آفت انجمن در باغ علامه
آن روز علامه کرباسچیان بر این باور بود که تاثیر تبلیغات روحانیت بر جوانان اندک است. روحانیت، تنها مسجد را دارد که اغلب محل حضور سالخوردگانی است که شخصیت آن ها کمتر تغییرپذیر است. تا آن که پس از برخورد با روایتی مصمم به کاری شد که آینده ی زندگی او و بسیاری از جوانان این کشور را رقم زد. روایت این بود: رسول اکرم(ص) هنگام اعزام حضرت علی(ع) به یمن برای دعوت اهل آن جا به دین اسلام به آن حضرت فرمودند: «ای علی!... به خدا قسم اگر خدا یک نفر را به وسیله ی تو هدایت کند، برای تو بهتر است از آن چه خورشید به آن می تابد.» پیش از این نیز از آیت الله العظمی بروجردی شنیده بود که :«آقا دکتر است. می گوید: هزار نفر را از مرگ نجات داده ام. این ها بعد از چند سال می میرند. اگر کسی بتواند یک روح را نجات دهد مهم است.»
این بود که با تمام ارج و احترامی که در حوزه یافته و به علامه مشهور شده بود، بی اعتنا به سوابق علمی و سخن وری، در سال 1334 به تهران بازگشت تا مدرسه ای دایر کند که در آنجا به فرزندان این کشور علاوه بر علوم روز، درس دین بیاموزد.
علامه کرباسچیان تصمیم خود را با حاج مقدس در میان گذاشت و پاسخ شنید که :«این آرزوی سی ساله ی من است.» اما پیشنهاد حاج مقدس این بود که این مدرسه همانند مدارس دیگر مجوز داشته باشد و مدرک رسمی بدهد.
یکصد هزار تومان پول خرید خانه ای برای مدرسه از چهار تن از بازاریان گرفته شد. از مرحوم استاد رضا روزبه (1300-1352 ه. ش جامع بسیاری از علوم معقول و منقول و دارای فوق لیسانس فیزیک) نیز برای مدیریت دبیرستان علوی دعوت به عمل آمد.
بعداز مدتی علوی، مدرسه ای شده بود با مجهزترین آزمایشگاه ها و امکانات علمی، آموزشی و کمک آموزشی همراه با پیشرفته ترین روشهای تدریس و آموزش که مشارکت دانش آموز را با خود داشت، و این آغازی بود بر تاسیس سلسله مدارس علوی مانند نیکان، روزبه، احسان، پیام، ... .و البته طی این مسیر فراز و نشیب همواره از مخاطرات مخصوص به خود برخوردار بود که از آن جمله می توان به شکل گیری نهضت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اشاره کرد، ولادت دوباره ملتی که علامه انتظار آن را نداشت و همین عدم تطبیق آنچه علامه از آینده در ذهن خود ترسیم کرده بود و آنچه به سرعت در جامعه در حال رخ دادن بود، سبب پیش آمدن برخی تنگ نظری ها درباره مدرسه علوی شد.
این تنگ نظری ها با بدبین کردن برخی از گردانندگان مدرسه علوی نسبت به انقلاب، فضای لازم برای شاگردان رئیس انجمن ضاله حجتیه را فراهم آورد تا بتوانند با دامن زدن و سوء استفاده هرگونه نقطه ضعف و نیازهای مالی کادر مدارس، یادآوری مداوم ضعف باور و ارتباط افراد با حضرت صاحب الامر عج در کنار ضعف دوست داشت علی ابن ابی طالب(ع) و خاندان پاکش و بیان این نکته که با پیوست و معاشرت با آنها این نقاط ضعف مرتفع می گردد و .....) سوار بر اسب زین شده مدارس مذکور، مقاصد شوم تشکیلاتی خود را هر چه آسان تر و سریع تر و دقیق تر پیگیری نمایند.
پشتیبانی نرم افزاری، سخت افزاری انجمن حجتیه از افراد نفوذ داده شده خود در کنار همپوشانی بی نقص اعضای نفوذ داده شده بر روی یکدیگر در رقابت با شاگردان علامه و بعضی از معلمین انقلابی، موجبات فتح سنگر به سنگر و خاموش معلمی دروس معلم راهنمایی دوره ها، معاونت ها، و مدیریت های مدارسی که باری شکل گیری هر کدام از آنها مرارت ها کشیده شده بود را فراهم آورد.
سمپات های نفوذی انجمن در پوشش های فریبنده و با تاکتیکهای بعضا متفاوت و بی نظیر، با نقابی از دوستی امام زمان عج(که جا دارد اساتید فن به تشکیل کرسی علمی اختصاصی در دانشگاه ها برای شناخت و تدریس این خیزش خاموش تشکیلاتی بپردازند.)مدتی است به شکار دانش آموزانی با هوش و یا پشتکار فراوان و یا با دارا بودن خانواده های ابر سرمایه دار و یا برخورداری از چهره های بسیار زیبا می پردازند، تا در آینده تشکیلات از ظرفیت های ویژه ایشان برای تبلیغ و گسترش انجمن حجتیه نهایت بهره برداری را به عمل آورند.
این گونه انتخاب نسل بعدی انجمن از میان فرزندان خانواده های اصیل مذهبی و مسئولین نظام با ظرافت های بسیاری همراه است که اعضای شاخه های مربوط در انجمن فنون آن را در کارگاه های آموزشی انجمن و توسط کادرهای قدیمی (استفاده از کلمه سازمان برای تشکیلاتی اینچنین کلاسیک و منظم در عین پیچیدگی شایسته تر می نمایاند) که سالها برروی مباحث مطرح شده فعالیت علمی، عملی داشته اند، فرا می گیرد و در سیستم یاگیری آنها می توان به بکارگیری سیستم هرمی یا همان گلدکوئیستی اشاره کرد که توام با برقراری ارتباطی به شدت عاطفی و تنگاتنگ بین عضو انجمن و مسوول بالا دستی اوست.
از سایر اقدامات نفوذی های انجمن می توان به تشکیل کلاسهایی با عنوان کلاس عقاید برای دانش آموزان و فارغ التحصیلان نام برد، که سخنرانان آن در چارت تشکیلاتی انجمن مسئول اعضا بوده و در صورت مستعد و پیگیر بودن رشد پلکانی آنها را در لایه های انجمن مدیریت می نمایند.
نفوذ در سلسله مبارک مدارس علوی البته در کنار تاسیس مدارسی مشابه با نام هایی متفاوت، اینبار راسا توسط خود کادرهای انجمن است که در آنها مبسوط الید تر و بدور از موانع موجود در مدارس علویه به شست و شوی فکری و القای اندیشه های انحرافی سازمان مطبوعشان به دانش آموزانی می پردازند که والدینشان تنها به خاطر یدک کشیدن رنگ و بویی از سیستم آموزشی مرحوم علامه کرباسچیان ، که این مدافعان دروغین در شیپور آن می دمند، فرزندان خود را راهی چنین مدارسی کرده اند.
و امروز شاید اگر مرحوم علامه کرباسچیان زنده بود، تارج ناجوانمردانه سرمایه ای چنین گرانبها را بر نمی تافت، و به کوردلانی که تا دیروز، از در مضان تهمت و افترا قرار دادن خود او نیز کوتاهی نمی کردند اجازه در معرض آسیب قرار دادن و به خطر انداختن مدرسه ای با گذشته ای درخشان را نمی داد.
و امروز البته این مهم بر عهده ی شاگردان و یاران صدیق او، آقایان خواجه پیری، اویسی، نهاوندیان، فیاض بخش ، حسین کرباسچیان، حسن کرباسچیان و ... می باشد.
امید است رهپویان طریق تربیتی مرحوم علامه کرباسچیان با مدد از حضرت صاحب الامر(عج) و با تاسی به خستگی ناپذیری استاد، در برابر این سازمان مخوف زیرزمینی ثمر علوی را از آفت انجمن حجتیه که متاسفانه بعضا شاخه هایی از این درخت را پوشانده است، رهایی بخشند.